فصل هشتم از واژه ها و اصطلاحات کاربردی در فرهنگ محاوره ای مردم خواجه اباد(8)

خرید بک لینک
Malek Saraei, [۱۴.۰۸.۱۷ ۰۰:۰۲]
ینگل قاشوق ( سبکسر _ بی خرد ) مددله ( عاقل _ نکته دان) اول بیشیر بعد دشر ( اصطلاحی است پند اموز مبنی بر ابتدا فکر کن سپس سخن بگو / گن باددو کردله یاددو ( اصطلاحی است کاربردی در فرهنگ محاوره ای مردم خواجه اباد که دران مانند کرد های کوهستان به محض افول خورشید دست از کار کشیده و اینک نوبت استراحت است اخ سووخ / ( سرزنش کردن به همراه کتک کاری) حق ضله {حق ذله} تنبیه و امتیاز گیری گروه برده در بازی الک دولک که در ان گروه باخته می بایست اجبارا به در خواست گروه برنده مبنی بر دویدن بدون وقفه با طی مسافت بلند و بدون نفس تازه شده را تن دهند / گشورخجو ( گوش بزنگ ) / اددونگ توددوم( از تو اشاره از من گرفتن _ درک تند و تیز منظور طرف) یید یزمه ( گرجه سگی _ بوته خودرو روئیده در دشتهای خواجه اباد دارای میوه های ریز به رنگ نارنجی و ترش و ملس محتوی دانه _ در طب سنتی خواجه اباد قدیم از ان برای درمان باکتری و کرم های درشت ولی نامرئی دندانهای خراب و کشتن انها استفاده می کردند که هنوز هم ازاین روش درمانی بهره برداری می شود به این شکل که گرجه سگی را از دشت های خواجه اباد جمع اوری می کردند و با چربی زیرین پوست بز در یک نهان می سوزاندند دود حاصل به درون دهان شخص می رفت و این دود شیمیایی تمام باکتری های دندان ها را کشته و به بیرون از دهان ریخته می شد و امروزه در علم طب سنتی نوین هم از ان استفاده می شود / میش اشک ( الاغ ساده _ اصطلاح کنایه ای برای ضربه زدن به دشمن ولی بازگشت ضرر و زیان به سمت خود شخص / قورد و قوش ( جک و جانور _ ددان بیابان) قمچه ( چوبدستی ) طببوق ( زانو) اردونو اخو ( به پیامد و نتیجه بد کارت فکر کن) قالپاق ( درپوش) ایشیکچی ( دربان ) ایشیکچی دگرمان ( دربان اسیاب در قدیم _ اسیابها در کنونی و در پایین دشت خواجه اباد دو محله اسیاب گندم در روستا بوده اند که در ان شخص به نوبت گندم های مردم را تحویل و به بخش سنگ اسیا منتقل می کرد) هزاهز ( سر و صدا _ هنگامه _ سر و صدای شیردوشان _ سرو صدای جدایی گوسفندان از بره یا الحاق به انها در چاشت نیمروز در یاتاق ها 5 در قدیم ) بجرله ( پروار شده _ گوسفند وزین چاق) قبچه لددی( پتک چارق کرده واماده نبرد - اماده درو ) دنجه چایلاماق ( عدس را از ریگ و گرد و غبار ربودن ابکشی کردن عدس برای مصرف) دیز استنه ( با قدرت خود مستقل _ بی نیاز از منت دیگران) قیرقه ( پرنده باز شکاری ( مکان زیست در قارا کمر) قاووشمی ( بدرد کار نمی خورد _ بی همت _ مرد به کار نچسب ) قاریه دگن( کنایه از مردن _ نفرین شوخی پیران قدیم 4) قلچماق ( قلدر _ بددهن) فالانو علن غرق یاراق الوددو ( کنایه از تشنه کار بودن _ یا اماده نبرد بودن یاراق ( زره جنگی) سوفال دشده خونوق دشده ( اصطلاحی است در میان کشاورزان خواجه اباد که به محض پایان درو {ابی _ در زمان های گذشته درو تا نخستین روز های شهریور ادامه داشت} از شدت گرمای تابستان کاسنه شده و کم کم ک سردی محسوسی احساس می شود ) دوو دا قالان ( اخرین نفر که شانسش تاق بوده و جفت ندارد3) قاراشمش ( به هم ریخته _ رایج شده در فارسی) چاغا بلگه ( قنداق بچه ) ارخا ( پشت) قیسینجاق ( خجالتی) درد یان ( چهار اطراف) تایار ( اماده ) قایا ( صخره _ کمر) شوشه ( نوشابه)1 اییه سیز ( بی کس _ یتیم) کاموا ( دروگر)2 شصتنه قرراح ( مغرور قدرتمند) قوناقا قوللوق ادده ( برای مهمان سنگ تمام گذاشتن) بیر قرش قد ( ادم نیرنگ تازه کار _ بچه کلک) سونگ ( سپس _بعد) باش بیر یاخادان چیخدلن ( اتحاد کردند) گیزلمه( پنهان نکن ) قین ( باریکه دود سیاه) پی نوشت : 1- شوشه : نوشابه _ این واژه اصطلاح کاربردی روستاهای جنوب قوچان بوده { امیر اباد _ انقورتی و ...} که در میان خواجه ابادی ها کاربردی ندارد 2- این تکنولوژی از سال 1372 رسما توسط کشاورزان { خاندان خیامی ها} در وقت درو به روستا اورده شد و ازان پس کشاورزان خواجه اباد به تدریج درو با بویاتو را رها کرده و به فناوری های بروز جهان پیوستند 3_ در بازی های دسته جمعی در قدیم گرو ها برای یارگیری شگرد هایی را به کار می بردند که در پایان اگر یک یار اضافی می امد او به عنوان دست یار سر گروه ها برای مدیریت بازی برگزیده می شد مانند بازی داد داد _ دستمال قاچورما و ... ( به بخش بازی های محلی کانال مراجعه کنید ) 4 _ این واژه را مرحوم زین العابدین صادقی در هنگام شوخی امیخته با محبت به جوانان به کار می برد _ ( اقایان { برادران } محمد جعفر _حسن _حسین و {ابوالقاسم _ حسین صادقی} ) از نوادگان مرحوم زین العابدین صادقی هستند 5_ گرد همایی و استراحتگاه میش ها و بز ها در فضای باز// ادامه دارد// فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی)...

ما را در سایت فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی) دنبال می‌کنید

برچسب: هشتم,واژه,اصطلاحات,کاربردی,فرهنگ,محاوره,مردم,خواجه,اباد, نویسنده: بازدید: 143 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 3:38

صفحه بندی