{اجار} چراگاه کاه وکلش و باقی مانده گندم بر زمین ریخته شده از دستان درو گر که به کار چرای دام در می اید { بللگچه} اخرین بوته گندم در زمین درو _ رها شده برای نوبت درو بعدی _ تکه کوچک درو { چالوم بری} مشت و بازوی نیرومند دروگر با تجربه که در یک ان می تواند چندین بوته گندم را همزمان درو کند { گیرو} بسته کوچک گندم در دستان درو گر{ دسته } متشکل از چندین گیرو _ هشت گیرو { اغوش} متشکل از دو دسته _ شانزده گیروئی { پوخال} کلش { درودان اغورلاماق} سعی دروگر از ادامه درو گندم در مسیر بخش پهنایی بلوکه گندم در عرض پل یا زمین درو { اوراقا چیخی} هنگامه درو {بویاتو} داس ویژه درو _ کمانه حلب فشرده _ اهن اتشکاری شده بی دندانه برای کشانه درو { خاولو} زمین درو علف هرز و خار مغیلان { تخم کار} مقیاس ارزش گذاری زمین کاشت گندم { دلسه} گندم بی باران کوتاه و نازک _ فاقد ارزش درو { داشلوقان یر} زمین سنگ ریزه ها و درشت در مسیر جویبار { قاراجوغ} سیاهه و افت گندم {بادمان یاروم} مقدار عرفی پیشکش گندم { دوروش} درویش مطالبه گر گندم مفت {دولانلو بوغدی} گندم خیس و لطیف صبحگاهی { غیلچیق} مویگون گندم _ پرهای عاج دار بوته گندم در راستای محافظت از تبخیر اب {یک} خربار گندم { بوغاز} میانبند دو کفه دسته های گندم { ارغمچه شوبار } ریسمان و طناب ضخیم در راستای افقی و عمودی باربست گندم که در هم گره خورده اند {زاممور حولیقه } لانه زنبور های زرد و قهوه ای در پیش روی درو گر { کویک } خوشه های توخالی گندم _ خوشه خرد بی دانه { قاواما } دسته های درو شده ترد و شکننده و صعود در مسیر باد ملایم { قاماق} گندم بوته کج درشت متشکل از شش بوته { دسته لره شامالا قویماق } شگرد درو گر برای جلوگیری از بلند شدن دسته های گندم از گردباد یا نسیم ی{یاتاق} جایگاه ویژه خوابیدن فرد مواظب از گندم اماده در میان کاه در شب هنگام{ یک چیخمق } خارج شدن دسته ها از خربار طناب پیچ _ پاشیدن دسته ها در مسیر خرمن {گگله } گندم زاران سر سبز {اوجاق } کلاف پیچ بزرگ خوشه های گندم _ نشان برکت و التفات ویژه الهی { شوموز ییغن } دروگر بی تجربه _ درو نا پاکیزه {بورماقچا } انگشت وانه _ پارچه بافته شده و دوخته شده توسط بانوان خواجه ابادی برای جلوگیری از فرسایش پوست دست دروگر {خوشا اتاری} زمان درو { گنده درو} زمین خار و مغیلان {برکت د } پایان درو {چارشاق} وسیله جدایی کاه از دانه از جنس چوب سبک{ یووارچو} یاریگران درو {یووارچیه قوللوق} پذیرایی و سنگ تمام گذاشتن برای یاریگران درو _ { یاغلو فتر} پذیرایی تمام قد بامدادی برای دروگران با ماست خیککی{ گن اورتاسو } نیمروز درو _ گاه ناهار _ نوشیدن اب و استراحت {اللا قوواد } خدا قوتی رهگذران _ همدلی دیرینه خواجه اباد ها { برکدله اولسون _ عمرنگ چوخولسون } دعای متقابل دهقانان خواجه ابادی{ اممز} کوپه بزرگ دانه های گندم { کاخره} کوه کاه منتج از کوبیده شده گندم {سووری} بخش جدایی کاه از دانه در هنگامه نسیم دشت و بامداد خواجه اباد {سنگبز قلبر} غربال جدا کننده گندم و کلش { توزا} حق الزمه گندم گاودار {حسسه } سهم دشتبان _ دگرمانچو ( اسیابان) و.....{ چوغلا} کلش و درشت بوته گندم { خارمان نان چیخمق } اتمام کار برداشت گندم ✍️مالک سرائی
فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی)...
ما را در سایت فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 202 تاريخ: جمعه 7 بهمن 1401 ساعت: 16:22