ولین مدارس جدید در روستاهای سرولایت در چکنه، سلطان میدان، ینگجه، و چند روستای دور و نزدیک بود.
اثر قدمت مدارس جدید روی فرهنگ این روستاها نسبت به روستاهای کمتر توسعه یافتهُ اطراف کاملاً مشهود است.
نیکنامی صادقی بزرگ (مدیر)، در سرولایت هرگز به فراموشی سپرده نخواهد شد.
قبل از آمدن این مدارس مکتب خانه هایی در دهات برپا بود، که آخُندهای آن ها، اکثراً درس حوزوی هم نخوانده بودند.
اغلب آنها آنچه از آموزش فرا گرفته بودند چوب و فلک بود.
هیچ کس صبحانه نباید می خورد، چون ذهنش را می خورد. بچه ها روی زمین، بروی تکهای زیلو، یا تخت پوست، یا گونی می نشستند، که به فراخور حال خانواده از خانه آورده بودند. در زمستان های بسیار سرد، هر بچه ای باید هر روز یک تکه گَرمه با خودش می آورد، مگر آنکه پدر بچه اول زمستان یک بارجامه گرمه به مکتب خانه آورده باشد. خواندن درس برای همه با صدای بلند بود. هنگام خواندن، همانند یهودیانی که تورات می خوانند، تمام بالاتنه و البته چشم ها، بطور نوسانی باید به صفحهُ درس نزدیک و از آن دور می شد.
چنانکه بسیاری از اسامی مانند یعقوب، سلیمان، داوود، ابراهیم، اسماعیل، هاجر، سارا، یونس، بنیامین، یوسف و ده ها اسم دیگر را از یهود با واسطهُ اسلام به عاریت گرفته ایم، انگار این عادت ناپسند را هم از آن ها بی واسطه تقلید کرده بودیم. هیچ گونه زنگ تفریحی در طول روز مجاز نبود. تحصیل در این مکتب خانه ها بسیار طاقتفرسا بود و اکثر بچه ها فراری می شدند.
دستمزد آخُند بیست و پنج مَن گندم (حدود یکصد کیلو) در سال بود که پدر بچه در فصل خرمن می داد. به این ترتیب، آموزش همگانی نبود و کسانی که توانائی پرداخت دستمزد را نداشتند، و یا باید به خانواده در کشاورزی و دامداری کمک می کردند از تحصیل باز می ماندند.
در این مکتب خانه ها حروف الفبای عربی، جزء سیام قرآن و دورهُ کامل قرآن یاد داده می شد. پس از دورهُ قرآن کتابخوانی آموزش داده می شد. کتابخوانی هیچ اصولی نداشت، هر کسی هر کتابی که در خانه داشت می آورد. یکی جودی می آورد (کتابی در وصف مصائب کربلا)، یکی قُمری یا دخیل می آورد (دو کتاب ترکی در تعزیهُ مصائب کربلا)، یکی حملهُ حیدری می آورد (کتابی حماسی از داستان های منسوب به رشادت های حضرت علی (ع))، یکی کلیله و دمنه می آورد، یکی حافظ می آورد و یکی حیاتالقلوب محمد باقر مجلسی را و گاهی هم کتاب های ساده تری مثل موش و گربهُ منسوب به عبید زاکانی را می آوردند. کتاب های ترکی همه به لهجهُ آذری بود. معنی کتاب های فارسی را کمتر کسی می دانست، حتی کلمات سادهُ آنها را. معنی فارسی یا ترکی قرآن نیز یاد داده نمی شد، حتی نمازهای یومیه. روال آموزش در این مکتبخانهها بطور تغییر ناپذیری طی شاید 1,000 سال همین بود. حاصل این مکتب خانه های روستایی علاوه بر فراگیری احکام اولیهُ مذهبی فرو کردن باورهای قضا و قدر، گرفتن ماه و خورشید و زلزله به عنوان غضب خداوندی، شیوع وبا، طاعون، ملخ و گرفتاری های سیاسی به عنوان بلایای آسمانی به مخ بچه ها بود. این آخُندها معمولاً دعا نویس و عزایم خوان هم بودند و بیشتر اوقات رایگان دعا می نوشتند یا به استکان آب مریض عزایم می خواندند.
در این مکتبخانهها داستانهای حضرت موسی و معجزات عصای او به شدت رواج داشت.
در مکتب خانه نوشتن هم یاد داده می شد. نوشتن بچه ها همزمان نبود. شاگردی که به نوشتن رسیده بود، آخُند سرمشقی برایش می نوشت و او باید آن را رونویسی می کرد. سرمشق ها چنین بود:
قلم گفتا که من شاه جهانم
قلم زن را به دولت می رسانم
ابر اگر از قبله خیزد سخت باران می شود
خانهُ نزدیک دریا زود ویران می شود
غالباً املاء کلمات سرمشق درست نبود. تعداد دندانه های "سین" و "شین"، به دلخواه انتخاب می شد. سرکش دوم "گ" گذاشته نمی شد. تفاوت بین "ز" و "ذ" و تفکیک و ادغام کلمات جدی گرفته نمی شد (که اگر نمی شد بصورت!! نمیشد نوشته میشد! !) یا ای حجت خدا (بصورت ! ! ایحجتخدا نوشته میشد ! !) اشکالی نداشت.
پس از اینکه مدارس جدید رونق یافت مکتب خانه ها به تدریج شاگردانشان را از دست دادند و یکی پس از دیگری بسته شدند.
فرزندان مرحوم مدیر و مرحوم حاج میرزا تقی حسینی تقریباً همزمان مدرسه های جدید را شروع کردند. پروفسور صادقی و احمد آقای حسینی به خاطر کسب رتبه های تحصیلی برتر دیپلم دبیرستان در سطح خراسان بورسیهُ دولت شدند، و عازم خارج از کشور گردیدند. یکی در پزشکی و دیگری در مهندسی. خدمات پروفسور صادقی در مکتوبات مربوط به سرولایت بیشتر نوشته شده است، ولی از خدمات مرحوم احمد آقا حسینی، آنچنانکه شایستهُ آن بود، کمتر گفته شده است. او در راُس شرکتی خدمات ارزشمندی در ساختمانسازی و دیگر تاُسیسات شرکت نفت در خوزستان انجام داد....
فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی)...
ما را در سایت فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: شنبه 18 بهمن 1399 ساعت: 5:37