malek saraei, [۲۱.۰۷.۱۹ ۱۲:۲۴]
گذری و یادی از نوجوانان زحمتکش بارکش گندم در دوران نوجوانی درو گندم دیم در کوه ها و جلگه
malek saraei, [۲۱.۰۷.۱۹ ۱۲:۴۷]
برای در امان ماندن از تابش شدید نور خورشید در هنگام صرف ناهار و استراحت
دروگران در نقطهای مناسب و مسطح سایه بانی
تقریبا
ً فرشی کهنه )در اندازۀ تقریبا 2 متر
بر پا میکردند. پوشش اصلی سایه بان را معمولا
5/1 متر در 2 تا 5/2 متر( تشکیل میداد که دو گوشۀ پایینی آن به دو چوبی
که به عنوان میخ به زمین کوبیده شده بود، بسته میشد و دو گوشۀ بالای آن
ً 2 تا 5/2 متری متصل میشد که خود
به دو عدد چوب یا ستون چوبی تقریبا
از سمت پایین به زمین اتصال پیدا میکرد. این سایه بانها چندان محکم نبود
و چه بسا با وزش بادی، حتی نه آن اندازه تند، ممکن بود واژگون شود که البته
بی درنگ دوباره برپا میشد.
از آستانۀ روشن شدن هوا در حوالی ساعتهای 30/4-5 صبح
کار درو معمولا
آغاز میشد و تا آستانۀ تاریک شدن هوا در حوالی ساعتهای 8-30/8 بعدازظهر
ادامه پیدا میکرد. علاوه بر موعد صرف صبحانه و ناهار، که به ترتیب حدود
30-40 دقیقه و 40-60 دقیقه زمان میبرد، طی روز دو سه باری هم، که زمان
آن از حدود 15 تا 20 دقیقه فراتر نمی رفت، دروگران استراحت کوتاهی کرده و
ً میان وعدههای غذایی مختصر و سبکی
لیوانی چایی یا آب می نوشیدند
از جمله اتفاقات گاه و بیگاه گریبانگیر دروگران، تماس پیدا
کردن داس یا منقار آنان با انگشتان دست و زخمی شدن آن بود. تا جایی که
یادم میآید، در آن سالها هنوز استفاده از چسبهای زخم بهداشتی در میان
روستای,یان و کشاورزان فراگیر نشده بود و به تبع آن، دروگران هم به ندرت
برای پانسمان زخم انگشتان و جلوگیری از خونریزی از اینگونه چسبها یا
دروگران به ویژه همواره در معرض گزیده شدن توسط مار یا حشرات موذی
بودند که زهر ناشی از آن می توانست خطرناک هم باشد.
بیشترین گزیدگیها ازعقرب و از
آن زنبور بود که اکثری از دروگران و بسیاری از کودکان در طول
تابستان هر سال حداقل یک تا چند بار طعم تلخ و سوزان آن را میچشیدند.
هر چند برای مداوای نیش زنبور دارو و درمان چندانی وجود نداشت و پس از
ً خارش و درد آن تمام شده و با تأخیری چندروزه
دو سه روز سوزش و احیانا
بادکردگی و تورم ناشی از آن هم التیام مییافت؛ اما موضوعی که هنوز هم
برای من حل نشده است این است که در اکثر موارد، زنبورهای مهاجم )به ویژه
در مورد کودکان و نوجوانان( صورت و به طور مشخص تر دور و بر چشمهای
کوتاهی که
قربانیان را برای نیش زدن برمیگزیدند که در فاصلۀ زمانی تقریبا
نمی توانست از یکی دو ساعت فراتر برود تورم شدیدی ایجاد کرده و باعث
بسته شدن کامل چشمی میشد که زهر در حوالی آن به زیر پوست تزریق
شده بود. بدین ترتیب، تا چند روز، چشم زنبورگزیده بسته باقی میماند، تا
اینکه به تدریج اثر زهر کم شده و آرام آرام وضع به حالت عادی برمیگشت.
ً در ناحیه صورت
در آن سالها خود من بارها و بارها از نواحی مختلف و عمدتا
و اطراف چشمها گرفتار زنبورگزیدگی شده و ناگزیر تبعات پیدا و پنهان آن را
که گاه باعث خنده و شوخی بچه ها و بزرگترها میشد، تحمل کردهام. لازم
به یادآوری است که عمده دلیل حملۀ زنبورها به کودکان یا بزرگترها و نیش
ترس از تهاجم افراد به
زدن آنها دفاع پیشگیرانه از حریم خصوصی عمدتا
ً کشتن و آزاررسانی به ساکنان آن بود.
لانه زنبورها و تخریب آن و احتمالا
در موارد متعدد لانه ها زنبور در مزارع گندم و جو و...
غیره قرار داشت. بنابراین، هنگامی که دروگران یا کشاورزان ناگزیر از برداشت
محصول بودند، خواسته یا ناخواسته با صاحبخانه های مذکور بر سر تخریب
پذیرای نیش یک یا چند زنبور مهاجم می شدند
با منازلشان درگیر شده و
تا پای جان حاضر به ایستادگی
بر سر دفاع از خانه و کاشانه خود
بودند. در موارد متعدد هم زنبورها لانه هایشان را در به اصطلاح سوراخ
سمبه های دیوارهای گلی و سنگی و نظایر آن در اطراف و مزارع
و نیز دیوارهای بیرونی منازل روستای,ی سامان میدادند که در مواردی از این
ً شیطنت کودکان و نوجوانان روستای,ی که به هدف تفریح
دست، در لانه زنبور می کردند که با ورم یک یا دو چشم همراه بود که بعضا مورد تنسخر و خنده دیگر جوانان قرار می گرفت و پس از گذشت دو هفته و پس از روغن زرد مالی های مکرر مادرانمان بهبودی می یافت
ادامه دارد...
فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی)...
ما را در سایت فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 134 تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:27