صطلاحات و
واژه های معمول در فرهنگ عامه روستا: 1- فرخزه-
واژه معمول
میان کشاورزان در
فصل بهار وابگیری برای کرت ها (پل ها)به هنگام طغیان رودخانه 2- دولان - شبنم صبحگاهی در
فصل بهار برای جمع اوری. یونجه خشک شده(بیده)پیش از طلوع افتاب3- پِسَرد- ابگیری شخم تسطیح زمین گندم ابی پیش از بذر 4- بجه(قرعه) اصطلاح عرفی برای برای نخستین. واخرین شانس برای ابیاری 5-شاهو (
اول) کولور (اخر)6- پای دار - همیاری صاحبان دارای یک گاو. برای شخم زنی 7- نوغان- کند وکاو زمین برچیده شده سیب زمینی برای یافتن انچه ته مانده8- یوشان - ریسمان نگه دارنده یوغ 9- رخت (خیش) چوبی از جنس قره آقاچ با گاو اهن شخم زنی 10-سووی: گوسفند غیر شیرده 11- شیشگ گوسفند نرینه جوان12- اجاق- گندم ابی کوپه شده. نشان برکت 13- جالام _ کرت (پل های)به هم پیوسته هندوانه و خربزه13_ دادداد _بازی دسته جمعی بر مبنای استتار. یورش به مرکز بازی حریف 14_ ناثاق - بازگشت به کشت گندم پاییزه _
واژه اصل
خواجه ابادی 15_ اشگ بله سندرمه: بازی گروهی میدانی با انگیزه ناکار کردن گروه حریف وسواره بر ان. عیدگا_ (اختصاصا اشاره به زمین کنار رودخانه مرحوم رستمعلی بیات ،خَندَق) بازی و مراسمات. تفریحگاه عید باستانی
مردم خواجه اباد 16_ اجیم بوی بوی _ رنگین کمان. اوراقچو _ دروگر 17 _ ایستکچله _ دختر جوان اماده ازدواج. 18_ اللودسمال_سوگوار 19_ گورگم_ گاه گرگ و میش سختی تشخیص چوپان 20 _ الونچ _ تکلیف میشدار در نوبت گوسفند چرانی.
متن ارسالی از#مالک.سرایی فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی)...
ما را در سایت فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 234 تاريخ: يکشنبه 4 آذر 1397 ساعت: 21:28