فصل چهاردهم از و اژه ها و اصطلاحات کاربردی در فرهنگ محاوره ای مردم خواجه اباد

خرید بک لینک
Malek Saraei, [۲۰.۱۰.۱۷ ۲۱:۱۷]
_ نوخنه دن قرض ادمه قرض اددینگ خرج ادمه : ( از کسی که عروس و داماد تازه رهسپاربه زندگی و یا کسی که کاشانه تازه ای ساخته گرو در بدهی دارد قرض نگیر در غیر این صورت شاید زودتر از موعد به سراغ مال داده شده بر گردد این مثال بیانگر سود نداشتن انجانم کاری است که خود فاعل ان نیز ممکنست به ان پی برده باشد 2- کرد کرده دگیرمان دا گری و حجه حجه نی مکه د: ( این ضرب المثل در زمانی کاربرد دارد که تمام فذزندان حضرت ادن علیه السلام بک ویژگی بارز دارند و ان دل مشغولی و مشکلات و سرگرم بازار دنیا هستند و کمتر به دیدار جدی همدیگر می روند و از حال خودشان اشنا می شنوند به طوری که ممکنست دو هم محله ای هم دیگر را اجبارا یا اتفاقی در مکه ببینند 3_ چشمه بیر السون عالم سوزوخ قالی ( اگر یک چشمه باشد مردم تشنه می شوند) این اصطلاح عامه ویژه جامعه ای یا محله ای کوچک است که در ان یا حتی جوامع بزرگ را در بر می گیرد که دران تبعیض و ظلم و بی عدالتی باشد و امکانات در دست یک شخص باشد و او به بندگان خدا از اموال و دارائی اش نبخشد در حامعه خواجه اباد 100 سال پیش را نیز شامل می شود که حکومت مرکزی قدرت کنتر خانان و کدخدا ها را نداشت واز حکومت مرکزی سرپیچی می کردند* هر ال لوندا بریر دوغنک باردو هر الینده بر قان پوچاق( این مثال از عصبانیت افراد در رویارویی با دیگران است که حکایت ازیک کینه درونی و یا شعله گرفتن گلاویز دو نفر است که در این صورت لازمه حضور ریشسفیدان و مصلحان اجتماعی برای برگرداندن صلح و ارامش ضروری است که در خواجه اباد قدیم موارد زیادی ثبت شده است(1) 4_ دالاندوم{دولاندوم} جستجو کردم این واژه خواجه ابادی مترادف با کلمه سوچقولادوم (جستجو و رد یابی یک شئ یا یک سرنخ اتفاق است 5_ قنه قداسو ( مهمان دور و نزدیک ) در خواجه اباد قدیم که محل عبور مرور کاروان های زیارتی و تجاری و نمکی ها بود جایی در محل میدان روستای وسط به خانه مهمان اختصاص داشت این خانه مهمان یا خیرات خانه به دست زنده یاد اسدالله و پدرش از خاندان صادقی خیلی بنا شد و محیط ان را کاسب های محلی مانند خراطی ابزار و یراق کشاورزی حمامی و محل اجتماع مردم در فصل زمستان بوده است 6_ گلبند _ یک شکلی از بافندگی سنتی و محلی زنان خواجه ابادی بود که در ان پارچه و نخهای ضخیم از بافت فشرده به شکل گلدان مانند می بافتند که بجول بازان حرفه ای و حتی کسبی از این نوع بازی بجول های برده یا ربوده شده بیخبر را در ان جمع اوری و یا اویزان میکردند یا در کوزه گلی و یا مسی از این نوع بوده است 7_ ارغند( بجول درشت و استخوان بزرگ قوچ تنومند که نشان برتری بازیگر بجول باز بود و کارایی فراوانی در برد بجول داشت (3)

Malek Saraei, [۲۰.۱۰.۱۷ ۲۱:۵۱]
7_ نوخنه دن قرض ادمه قرض اددینگ خرج ادمه : ( از کسی که عروس و داماد تازه رهسپاربه زندگی و یا کسی که کاشانه تازه ای ساخته گرو در بدهی دارد قرض نگیر در غیر این صورت شاید زودتر از موعد به سراغ مال داده شده بر گردد این مثال بیانگر سود نداشتن انجانم کاری است که خود فاعل ان نیز ممکنست به ان پی برده باشد 8- کرد کرده دگیرمان دا گری و حجه حجه نی مکه د: ( این ضرب المثل در زمانی کاربرد دارد که تمام فذزندان حضرت ادن علیه السلام بک ویژگی بارز دارند و ان دل مشغولی و مشکلات و سرگرم بازار دنیا هستند و کمتر به دیدار جدی همدیگر می روند و از حال خودشان اشنا می شنوند به طوری که ممکنست دو هم محله ای هم دیگر را اجبارا یا اتفاقی در مکه ببینند
9- قوم قوما اگر الا ییلاندو یر یرینده شیرن بویاندو ( قدر شناسی اقوام در روزگار تنهایی و تنگدستی اگرچه انان در پی یک سری حسادت ها و عداوت ها باهم دیده نشوند 10- قارا کیترن (کینه ورز ناندان) 11--یول یز بلن ( بزرگ خردمند راهبر قلعه_ مصلح اجتماعی جانسوز جامعه) سو اگر حددن اشدو زحمتینگ عرشه قاشدو ( در دوران خواجه اباد قدیم دو بش( اصطخر) ابی بزرگی در بالا دست روستا حد فاصل دشت رستم اباد و خواجه اباد وجود داشت که اب فراوان زلال و سبک و درخشانی داشتند که روی هم رفته با مجموع کل اب ها به 10 اینچ اب می رسید که برای ابگیری کرت ها به خصوص در فصل بهار تا سه نفر نیز با هم همیاری می کردند یک نفر در طول جوی پرخروش پراب دائما در رفت و امد بود و از اودز ها (4) و رخنه ها مراقبت می کرد و در ساعات مشخصی اب جوی را در بش ها کم و زیاد می کرد زمانی که محل ابگیری در سبزه برگها در پایین دست بود _ می باید اوج فشار اب بود تا اب توانایی کشش را داشته باشد ولی در پایان بامداد و یا شامگاه که در باغات ابگیری می شد فشار اب موجب هدر رفت و کاهش ابیاری می شد که این مثال بزرگان در راستای هشدار نسبت به سر ریزی اب جوی ها به شمار می رفت 12-دولت داغون اولاد ییغین ( دولت و کشور و لشکر از بین برود ولیکن اولاد یک طایفه از بین نرود { از هم نپاشند جدایی نیفتد} ) این متل و یا ضرب المثل درباره این موضوع تاریخی جوامع کوچک روستایی به ویژه خواجه اباد قدیم ماست چنانکه در تاریخ خواجه اباد به صورت اشاره ای به نزاع های دو روستا ی بالا و پایین اشاره رفت هر اولاد در ارزوی داشتن افراد بیشتر برای ائتلاف با با اولااد دیگر و یا داشتن فرزندان پسر و ارزوی جمعیت فراوان وزیادی دار و دسته اش بودند و هنوز هم بویی از این اندیشه های قدیمی به مشام می رسد و دولت برای امنیت نه تنها هیچ کاری نکردند بلکه با گرفتن رشوه به ستیز های دو روستا دامن می زدند (5) برای همین از هم دیگر به شدت واهمه داشتند و در جستجوی یک قدرت اشکار اولاد خود بودند که مبادا شبانه به خرمنگاه _ چراگاه یا اصطبل انان حمله و مالشان غارت شود 13-_ شیرین دیل ییلانو دلیگدن چوخاری ( چرب زبانی خردمندی خشم طرف را فرو می نشاند او را رام و فرمانبردار می کند یا وجدان طرف را برای عذر خواهی تهییج می کند و در درون به تقصیر کار بودنش اگاه است

Malek Saraei, [۲۰.۱۰.۱۷ ۲۲:۱۳]
14 _ چشمه بیر السون عالم سوزوخ قالی ( اگر یک چشمه باشد مردم تشنه می شوند) این اصطلاح عامه ویژه جامعه ای یا محله ای کوچک است که در ان یا حتی جوامع بزرگ را در بر می گیرد که دران تبعیض و ظلم و بی عدالتی باشد و امکانات در دست یک شخص باشد و او به بندگان خدا از اموال و دارائی اش نبخشد در حامعه خواجه اباد 100 سال پیش را نیز شامل می شود که حکومت مرکزی قدرت کنتر خانان و کدخدا ها را نداشت واز حکومت مرکزی سرپیچی می کردند* هر ال لوندا بریر دوغنک باردو هر الینده بر قان پوچاق( این مثال از عصبانیت افراد در رویارویی با دیگران است که حکایت ازیک کینه درونی و یا شعله گرفتن گلاویز دو نفر است که در این صورت لازمه حضور ریشسفیدان و مصلحان اجتماعی برای برگرداندن صلح و ارامش ضروری است که در خواجه اباد قدیم موارد زیادی ثبت شده است(1) 15_ دالاندوم{دولاندوم} جستجو کردم این واژه خواجه ابادی مترادف با کلمه سوچقولادوم (جستجو و رد یابی یک شئ یا یک سرنخ اتفاق است 16_ قنه قداسو ( مهمان دور و نزدیک ) در خواجه اباد قدیم که محل عبور مرور کاروان های زیارتی و تجاری و نمکی ها بود جایی در محل میدان روستای وسط به خانه مهمان اختصاص داشت این خانه مهمان یا خیرات خانه به دست زنده یاد اسدالله و پدرش از خاندان صادقی بنا شد و محیط ان را کاسب های محلی مانند خراطی ابزار و یراق کشاورزی حمامی و محل اجتماع مردم در فصل زمستان بوده است 17_ گلبند _ یک شکلی از بافندگی سنتی و محلی زنان خواجه ابادی بود که در ان پارچه و نخهای ضخیم از بافت فشرده به شکل گلدان مانند می بافتند که بجول بازان حرفه ای و حتی کسبی از این نوع بازی بجول های برده یا ربوده شده بیخبر را در ان جمع اوری و یا اویزان میکردند یا در کوزه گلی و یا مسی از این نوع بوده است 18_ ارغند( بجول درشت و استخوان بزرگ قوچ تنومند که نشان برتری بازیگر بجول باز بود و کارایی فراوانی در برد بجول داشت (3)

Malek Saraei, [۲۰.۱۰.۱۷ ۲۲:۳۰]
18_ داش الیم نن دشده ( سنگ از دستم افتاد) بی چاره گی و ناامیدی فردی که در عین امید واری و در عین ناباوری نا امید و برای بازگشت ارزو های بر باد رفته دیگر کاری از دستش برنمی اید که معادل ان در فارسی تیری که رفت نیاید به شصت باز می باشد 19_دلیگ لی داش یرده قالماس : ( سنگ سوراخ شده طبیعی یا سوراخ نشده توسط انسان که یابنده ان را پیدا می کند چیز ارزشمندی است به معنی انست که گمان بد به داشته هایت مبر چراکه ارزشمند است چیز با ارزش در بازار بی مشتری نیست در زمان های گذشته در روستا سنگ یا فلزی که سوراخی داشته باشد کارایی و کاربرد فراوانی در ابگیری روغن کلزا و تهیه رب گوجه فرنگی و ... داشت که امروزه در حکم ابکش همان اشپزخانه های بانوان است 20_شوموز : ( کثیف _ بی سلیقه در هم ریخته ) 21_گلسانجین :( شاد بی خیا ل _ گاهی به دوشیزه غرق در رویاهای اینده خود نیز گفته می شود که سر در خیالات خویش است 22_ بوینو ووروق : ( نا امید ) 22_ سوغون دشده :( ابدیده شدن در زمان های قدیم در ابتدای هر بامداد بهری و عید نوروز گوساله نر جوان را برای اموزش و اموخته شدن و عادت برای مسئولیت شخم زنی دو یا سه ساعتی برای شخم سطحی زمین دیم به بیرون و صحرا می بردن تا تا کار اموخته شود و پیش از ان حلوای سنتی همراه با شیره انگور کشمش یا سمنو پخش می ردند که گوساله _ شخم و محصولشان با برکت باشد

Malek Saraei, [۲۱.۱۰.۱۷ ۲۰:۳۵]
23 _ (گر گچه بلگه گر ادی ) : این یک تمثالی است که که مارا به یک زندگی بهتر و جامعه پذیری رهنمون می کند و گرنه شاید به واقع در میان رمه چنین اتفاقی نیفتد جامعه انسانی به خصوص اجتماعات کوچک و قبایل باستان از گسترش فساد در امان بودند ولی امروزه جوامع صنعتی و وحتی سنتی روستایی سریعا در تند باد فساد اجتماعی قرار می گیرند حتی در جامعه کوچک گروهی در محلات در معبد ( مسجد ) یک نفر اشوبگر فتنه و دو به هم زن و فاسد باشد چندان طول نمی کشد که جوانان در لبه تیغ قرار می گیرند و جامعه دچار بحران می شود 24_ ( هر نمهدوغریرنگاز قاشوقونا گلر ) این دنیا بی حساب و کتاب نیست که در دوران جوانی و مستی هر چه پیش اید خوش اید بلکه هر ظلمی را کنی کسی مافوق در کمین ت نشسته که به خودت برگرداند و این دنیا محل پاسخ گرفتن از ستم کاری هاست 25_ عقل باشدا دو نه یاشدا : ( خردمندی به کهولت و سالمندی نیست بلکه به در ابتکار و تیز هوشی ادمی است) بزرگان ما خود نوعی روانشناس بالینی بودند که امروزه در روانشناسی سن هوشی و سن تقویمی می نامند کودکی پنج ساله می اندیشد اختراع ابتکار و نو اوری می کند لکن یک پیرمرد در دوران زندگی خویش راحت از زحمات اندیشیدن و تشخیص راه از چاه است گرچه نمی تواند این ایده در همه جا و برای همه کس صدق کند 24 عنو وا ( بلا مصیبت _ گرفتاری بزرگ)

Malek Saraei, [۲۱.۱۰.۱۷ ۲۱:۱۳]
26_ خارمانوما چرخ باغلاددو : ( تو نخ بد گویی من افتاده است چنانکه پیشتر پیرامون کارکرد چرخ خرمن کوب های قدیمی خواجه اباد روایت شد منظور از چرخ کوبیدن و دگرگون کردن خوشه و کاه را از دانه جدا کردن است کسی که که به غیبت کسی می افتد چنان خد و خمیرش می کند از سر حسادت ابروی شخص را می برد که به مانند خرمن گندم در زیر چرخ های دهان غیبتش طرف له و لورده کرده و ابروئی از وی باقی نمی گذارد 27_ ازه ازنه عنوا دو ( تیشه به ریشه خود زدن و با دست خود را به مردن و هلاک انداختن است 28 بلما ( بیهوده ) بلما بلما سولمه ( بیهوده صحبت نکن بیندیش ) گاهی مترادف با واژه ماسا هم می اید به معنی ساده دل بی ریا و بی پیرایه 29 _ تیتیرتی ( می لرزاند _ گاهی معادل با جیمیر جیمیر ادی { مور مور می کند که گاهی شخص ازیک نوع بیماری شکایت می کند ) 30_ اشو ری ( پنهان می کند _ قایم می کند // )پایان فصل یازدهم//

Malek Saraei, [۲۱.۱۰.۱۷ ۲۱:۱۴]
Malek Saraei, [۲۰.۱۰.۱۷ ۲۲:۵۹]
پی نوشت ها : 1_ از پیران سحر خیز و نماز گزار معروف در خواجه اباد بسیار قدیم می توان از کهنسالان ان دوران مرحوم محمد امین مومنی _ محمد صادق صادقی _ کربلائی محمد جعفر_ کربلائی محمد علی و محمد حسن ارقبائی (فرزاد) محمد و و محمد کاظم صادقی و پسرش محمد تقی صادقی شیخ زهیر و برادران _ و محمد تقی صالحی _ عباس بیات و میرزا حبیب و پهلوان سید قاسم حسینی ...... را نام برد که این بزرگواران گاهی نماز صبح را نیز در مسجد به جماعت اقامه می کردند 2_ تاریخچه بازی بجول در خواجه اباد سابقه باستانی دارد ولی این بازی از سالهای 1367 رو به افول نهاد و هم اینک در دست فراموشی است اقای اسماعیل بیات ساکن روستای پایین در سال 1364 تمام 600 بجول خود را به صورت نمادین بین مردم پخش و به تهران مهاجرت کرد از ان پس تا سال مذکور این بازی فراموش و اغاز بازی های های رایانه ای تا کنون بوده است 3_ در سال 1337 خورشیدی بر اثر نزاع سنگین دسته جمعی که در روستای پایین در گرفت امنیه های ان زمان تا یک سال از هر دو طرف در گیر ساکنان کاتا حوالو رشوه می گرفتند و شب ها با کشت و کباب گوشت گوساله مسروقه همان دزد توسط امنیه ها به سور چرانی نامشروع می پرداختند!!! وشریک دزد تاراج قافله اودز ( اب دزدی ) در گذشته که جوی های اب دشت ها به شکل امروزی بتونیزه نبود جانداران ابزی غیر باکتریایی در پایین لبه جوی ها زندگی می کردند و با سوراخ کردن گل اب فراوانی را در بین راه 3 کیلو متری هدر می دادند هم اکنون در پایین دست پنج دشت خواجه اباد این جانداران موذی همچنان به اب دزدی مشغولند که در صورت اب دزدی اندک ابگیر زمان را برای انقطاع ان صرف نمی کند و از فراوانی اب دزدی مستاصل می شود

Malek Saraei, [۲۱.۱۰.۱۷ ۲۱:۱۹]
تا 30 مورد نوشتم پی نوشت ها را اوردم اخر بعد اینا تمام شد عکس گیاهان داروئی با توضیحاتش را در دو سه روز اینده ارسال خواهم کرد

فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی)...

ما را در سایت فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی) دنبال می‌کنید

برچسب: چهاردهم,اصطلاحات,کاربردی, نویسنده: بازدید: 117 تاريخ: يکشنبه 30 مهر 1396 ساعت: 19:42

صفحه بندی