Malek Saraei, [۲۸.۰۹.۱۷ ۰۰:۲۴]
تشکیلات سازمانی دستجات مذهبی در ماه محرم در خواجه اباد قدیم که به پیش از سالهای 1305 خورشیدی برمی گردد با تشکیلات امروزی بسیار متفاوت سنتی و با کمترین امکانات انجام می شد تا سال 1328 خورشیدی دو روستا دارای یک مسجد بودند که به لحاظ جمعیت زیاد روستای پایین که 80% درصد جمعیت را تشکیل می دادند مراسمات دینی انجام می پذیرفت اما به دلیل ازدیاد جمعیت در روستاهای وسط و بالا مسجد جامع تری در محل کنونی روستا احداث گردید و هر سه روستا به طور مشترک در ان به اجرای مراسمات دینی خود می پرداختند اما از سال 1330 خورشیدی مسجد روستای بالا از پایین منفک گردید و انان از مسجد پایین مستقلا به عزاداری می پرداختند جمعیت در ان زمان بسیار زیاد بود و تشکیلات مخصوص عزاداری داشنتد که بر اساس نقل بزرگان قدیم خواجه اباد به شرح هر یک خواهم پرداخت و سپس از سالهای 1345 شمسی به مجموعه تشکیلات دستجاتی خواهم پرداخت که قدری مدرن تر بوده و اداب و ایین های فوق العاده قدیمی در این دوران رنگ می بازد که بنیانگذار ان زنده یاد شادروان رمضان علی ارمغانی بوده است ولی پیش از پرداختن به ایین های جدید 1345 به بعد مروری کوتاه بر چند ایین کهن در خواجه اباد خیلی قدیم خواهم پرداخت که نمایی از بازماند های دوران حکومت صفویه است 1_ سینه زنی به سبک بوشهری : که در ان جوانان به صورت حلقه ای و گرد بر زمین می نشستند و یا ایستاده ولی دایره ای شکل سینه می زدند و نوحه خوانی می کردند ان زمان زنجیر دهل و شیپور و سنج نبود و به جای ان از بوق مخصوص از شاخ بلند و پیچ دار گاو، گاومیش، بز و یا گوسفند ساخته می شد که دمیدن در آن و به صدا درآوردن آن کار بسیار مشکلی بود انجام می شد اجرای تعزیه،حرکت شتران با کجاوه به عنوان نمادی از کاروان کربلا و اسرا، نخل گردانی، علم بستن _که در بخش قبلی درباره این اداب و رسوم بحث شد اطعام دادن و نذری دادن یا همان اللا یولو بویژه در شب های تاسوعا و عاشورا و شام غریبان از جمله سنت هایی است که هر سال در ان زمان برگزار می شد. ودرباره هر یک توضیح مختصری داده می شود
Malek Saraei, [۲۸.۰۹.۱۷ ۰۰:۵۲]
2_حرکت شتران با کجاوه به عنوان نمادی از کاروان کربلا و اسرا، در سراسر کوچه و پس کوچه های روستا اتفاق می افتاد تعداد 10 نفر شتر که توسط کدخدا و متمولین وقف کننده و نذر دهنده انجام می شد زنان هنر مند خواجه ابادی پولک ها و زربفت هایی را از پارچه سوزن دوزی می کردند که یاداور درد و رنج های قهرمان کربلا زینب کبری (ع) بود تهیه تابوت خونینی که روی آن کبوتری گذاشته شده و پشت سر آن کودکان به منزله فرزندان امام حسین (ع) حرکت می کنند و فردی آنان را شلاق می زند تا به اسارت ببرد، تهیه قنداق علی اصغر(ع)، حجله حضرت قاسم (ع) و قرار دادن دختر بچه ای مانند عروس در آن زمان به دست زنده یاد شادروان بشیر علی خیامی (4)که خود ایشان مبدع و سازنده ان بود که البته تاریخ عاشورا با راهنمایی های عالمانه ان دوران مرحوم شیخ زهیر خیامی ممکن بود برگزار می شد و ایشان از محل خانه خود در کنار جوی نیستانک تا مکان اسیاب مرحوم روح الامین صادقی (5) تشییع و موجب غلیان احساسات مردم می شد به طوری که گفته می شود فردی به نام سید خیاط قوچانی که فردی راهزن گردنه گیر سنگدل بود (6) تحت تاثیر قنداقه علی اصغر علیه السلام قرار گرفت و از همان سال ها به بعد در اواخر عمر لطیف تر گشت همچنین ساختن دست ابوالفضل(ع) گهواره خونین علی اصغر و تشییع ان با یک نردبان برای تحت تاثیر قرار دادن مردم از دیگر آیین های عزاداری مردم خواجه اباد قدیم بوده است.
از ادوات و ابزار موسیقی رایج در ان دوران می توان دهل و سرنا را نام برد که با نوای ˈشیپور خوانی همراه می شد که توسط مرحوم اخوند سیف الله و شبه خوانانی از عباس اباد بودند که به توسط کدخدا و بزرگان ان دوران به روستا دعوت می شدند انان همراه دسته بزرگ سینه زنی پا به پای نوحه خوانان حرکت می کردند و تا محوطه امامزاده پیش می رفتند در خواجه اباد قدیم نذورات زیادی تحت عنوان اللا یولو ( فی سبیل الله ) اطعام می شدند شیر برنج پخش مایا فتیر یا قتلمه در بین مردم از رسومات دیگر بود که هم اکنون نیز همچنان این ایین محکم باقی است
Malek Saraei, [۲۸.۰۹.۱۷ ۰۱:۵۰]
4_ تشکیلات سازمانی و قانونمند دستجات سینه و زنجیر زنی در خواجه اباد جدید : از سال 1346 خورشیدی زنده یاد شادروان مرحوم رمضانعلی ارمغانی ( ارقبایی ) بنیانگذار طرح نو در ساماندهی رسمی هیئت مذهبی در خواجه اباد بوده است وی پیشنهاد کرد که باید کتاب ها و نوحه های کاغذ کاهی نامرغوب تعطیل و کتابچه های چاپی مرسوم شود دیگر که صدا به صدا نمی رسید جای خود را به بلند گو و یونیفرم لباس مشکی داد به طوری که از شانه تا پاها را می پوشانید و زنجیر زنی و سربند توسط جوانان مشتاق به همکاری و به توسط ایشان از شهرستان سبزوار خریداری شد (سال 1346) من که در ان زمان کودکی 9 ساله بودم و ماه محرم در ابانماه بوده است (1361) به یاد دارم که ایشان از بامداد تاسوعا و عاشورا هیئت یکپارچه را که به ان اشاره رفت از محل خانه خود حرکت می داد ابتدای دسته در رودخانه کمی بالاتر و انتهای دسته در منزل ایشان بود ایشان دسته را به دو بخش تقسیم می نمود یک گروه همراه با نوحه خوانی و زنجیر زنی با فاصله اندکی از صف پ بزرگ دومی جدا می شد و دو عدد سبد از چوب بید ساخته _ تهیه می کرد و دورتادور دو سبد را با گل مصنوعی سرخ ازین می کرد یک سبد گل را در ابتدای صف به دست مرحوم میرزا خلیل حسینی می داد و یک سبد گل را در ابتدای صف خود به دست یک جوان بلند قامت می داد جوانان دو صف با نگاه و خیره شدن به دو سبد اشعاری در مرثیه خوانی دوجوان ناکام صحرای کربلا یعنی حضرت قاسم علیه السلام و حضرت علی اکبر علیه السلام می خواندند که گویا نمادی از گل های پر پر شده و اربا اربای جوانان خاندان حسین ابن علی بودند یک سبد گل یاد و نام جوان امام حسین علی اکبر و دیگر سبد گل یاد و نام جوان امام حسن علیه السلام قاسم را به ذهن تداعی می نمود که چگونه بی رحمانه و مظلومانه به شهادت رسیدند
فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی)...
ما را در سایت فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 107 تاريخ: شنبه 15 مهر 1396 ساعت: 13:24