در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «اصطلاحات» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : واژه ها و اصطلاحات کاربردی در فرهنگ و ایین های درو گندم و واژه ها و اصطلاحات در میان مردم خواجه اباد( مالک سرائی) و فصل اول از واژه ها و اصطلاحات کاربردی در میان مردم خواجه اباد قدیم و فصل چهاردهم از و اژه ها و اصطلاحات کاربردی در فرهنگ محاوره ای مردم خواجه اباد و فصل هشتم از واژه ها و اصطلاحات کاربردی در فرهنگ محاوره ای مردم خواجه اباد(8)
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
فصل پنجم از وازه ها در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد ( ابزار کشاورزی - طب سنتی) دسترسی پیدا کنید
{اجار} چراگاه کاه وکلش و باقی مانده گندم بر زمین ریخته شده از دستان درو گر که به کار چرای دام در می اید { بللگچه} اخرین بوته گندم در زمین درو _ رها شده برای نوبت درو بعدی _ تکه کوچک درو { چالوم بری} مشت و بازوی نیرومند دروگر با تجربه که در یک ان می تواند چندین بوته گندم را همزمان درو کند { گیرو} بسته کوچک گندم در دستان درو گر{ دسته } متشکل از چندین گیرو _ هشت گیرو { اغوش} متشکل از دو دسته _ شانزده گیروئی { پوخال} کلش { درودان اغورلاماق} سعی دروگر از ادامه درو گندم در مسیر بخش پهنایی بلوکه گندم در عرض پل یا زمین درو { اوراقا چیخی} هنگامه درو {بویاتو} داس ویژه درو _ کمانه حلب فشرده _ اهن اتشکاری شده بی دندانه برای کشانه درو { خاولو} زمین درو علف هرز و خار مغیلان { تخم کار} مقیاس ارزش گذاری زمین کاشت گندم { دلسه} گندم بی باران ...
ادامه مطلب شناخت فرهنگ مردم خواجه اباد ادامه از سالهای پیش واژه ها و اصطلاحلات کاربردی در فرهنگ محاوره ای خواجه اباد( قسمت شانزدهم) 16 ...
ادامه مطلب صطلاحات وواژه های معمول در فرهنگ عامه روستا: 1- فرخزه- واژه معمول میان کشاورزان در فصل بهار وابگیری برای کرت ها (پل ها)به هنگام طغیان رودخانه 2- دولان - شبنم صبحگاهی در فصل بهار برای جمع اوری. یونجه خ...
ادامه مطلب Malek Saraei, [۲۰.۱۰.۱۷ ۲۱:۱۷]_ نوخنه دن قرض ادمه قرض اددینگ خرج ادمه : ( از کسی که عروس و داماد تازه رهسپاربه زندگی و یا کسی که کاشانه تازه ای ساخته گرو در بدهی دارد قرض نگیر در غیر این صورت شاید زودتر از موعد به سراغ مال داده شده بر گردد این مثال ب...
ادامه مطلب Malek Saraei, [۱۴.۰۸.۱۷ ۰۰:۰۲]ینگل قاشوق ( سبکسر _ بی خرد ) مددله ( عاقل _ نکته دان) اول بیشیر بعد دشر ( اصطلاحی است پند اموز مبنی بر ابتدا فکر کن سپس سخن بگو / گن باددو کردله یاددو ( اصطلاحی است کاربردی در فرهنگ محاوره ای مردم خواجه اباد که دران مانند کرد های کوهستان به محض افول خورشید دست از کار کشیده و اینک نوبت استراحت است اخ سووخ / ( سرزنش کردن به همراه کتک کاری) حق ضله {حق ذله} تنبیه و امتیا...
ادامه مطلب